السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

111

تفسير هدايت (فارسى)

گفتيم كه هدف از قسم افكندن سايه‌هايى از عظمت بر موضوع است ، و به زودى اين هدف نفى يا اثبات آن را تحقق مىبخشد ، و گاه نفى قسم اشاره به اهميت چيزى است كه به آن سوگند خورده مىشود و در عظمت آن مبالغه شده است ، و به همين سبب مفسران گفته‌اند كه « لا » ى نفى در اين جا زايد است ، و بعضى گفته‌اند كه : آن شبيه كلمهء / 116 « كلّا » است كه افكار جاهلى را نفى مىكند . بلد - بنا بر گفته‌هاى مفسران - مكه است و شرف مكه آشكار است . [ 2 ] ولى مكه شريفتر از رسول اللَّه نيست ، بلكه شرف هر زمين به بندگان صالحى از خدا است كه در آن سكونت دارند ، و لذا در حديث آمده است : « حرمت مؤمن از حرمت كعبه بيشتر است » ، « 1 » و اين حديث را حديثى ديگر تفسير مىكند ، و آن اين كه : رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - به كعبه نگاه كرد و گفت « مرحبا به اين خانه كه چه اندازه بزرگ است ! و چه اندازه حرمت او در نزد خدا بزرگ است ! و حرمت مؤمن در نزد خدا بزرگتر از حرمت تو است ، بدان جهت كه خدا از تو تنها يك چيز را حرمت و احترام داده است ، و از مؤمن سه چيز را : مال و خون او و اين كه به او گمان بد برده شود » . « 2 » آيا كعبه نخستين خانه‌اى نيست كه براى انسان نهاده شده است ، پس هدف انسانى است كه زمين و آنچه در آن است مسخر او است ، و كدام انسان از محمد بن عبد اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - شريفتر است ؟ « وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ - در حالى كه تو در اين شهر سكونت دارى . » و بعضى گفته‌اند كه معنى آيه چنين است : به شهرى سوگند ياد مىكنم كه حرمت سوگند خوردن ( در جاهليت ) به آن را پيامبر شكست . و به روايت مأثور از امام جعفر صادق - عليه السلام - آمده است كه گفت : « مردم جاهليت حرم كعبه را بزرگ مىشمردند و به آن سوگند ياد نمىكردند ، و حرمت و حرام خدا را در آن حلال نمىشمردند ، و معارض كسى كه در آن بود نمىشدند ، و جنبنده‌اى را از آن بيرون نمىبردند ، پس خداى تعالى گفت :

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 67 ، ص 71 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 67 ، ص 71 .